August 20, 2011

بخش نخست از هفت مقاله: پاسخ امیرعباس فخر آور به تاریخ

امروز ۲۸ مرداد ۱۳۹۰، شصتمین سالگرد تولد پدرم بود. مادرم پروانه از سر خاک پدرم با من تماس گرفت و گفت که همراه خواهرانم ستاره، سایه و فرخ لقا و برادرم امیرحسین سر خاک پدرم، برایش جشن تولد گرفته اند تا احساس تنهایی نکند. هفته پیش را با مهلقا و مهسا در پاریس گذراندم. هنوز همه خانواده در شوک دستگیری محمدرضا (آرش) در پاریس توسط  مزدوران وزارت اطلاعات و بازگرداندنش به ایران و زندان و شکنجه و اعتراف گیری از این کوچکترین عضو خانواده فخر آور هستیم. در پاریس وقتی با مهسا کوچولو در خیابان قدم میزدیم به این فکر میکردم که چگونه جمهوری اسلامی تمام خانواده ام را به تبعید و اسارت کشانده و گروگان گرفته است تا فقط مرا از پای بیاندازد؟  هم دردناک است و هم شیرین! یعنی هنوز در مسیر درست و دشوار آزادی قرار دارم و منحرف نشده ام و میتوانم سربلند باشم. در شبهای پاریس به یک کار عقب افتاده دیگر هم فکر میکردم. کاری که برای هشت سال معطل مانده بود و حالا باید تمامش می کردم. امروز تماس تلفنی مادرم حجت را بر من تمام کرد تا دست به قلم ببرم و این بغض هشت ساله ام را فریاد کنم. هفت مقاله را برای پاسخ به تاریخ کلید زده ام در این زادروز استادم، محمد باقر فخر آور، و تا هفتم مهر ماه که سالروز سفر جاودانی اوست ادامه اش خواهم داد
 نامه نخست: برادرم آرش، زندان، شکنجه و فیلم اعترافات

محمدرضا فخرآور معروف به آرش برادر نوزده ساله من است که در پاریس توسط مامورین وزارت اطلاعات ربوده شده و پس از مدتی بازداشت در سفارت جمهوری اسلامی در پاریس با هواپیمای ایران ایر تحت الحفظ نیروهای اطلاعاتی به تهران و سلول انفرادی در زندان اوین منتقل می شود. در زندان مورد شکنجه و فشارهای روحی و جسمی سنگین قرار می گیرد تا بر علیه برادرش اعرافاتی را انجام دهد. وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی بخشی این اعترافات زندان را در فیلمی با عنوان (مستند ماموریت در بن بست: غائله۱۸ تیر ۱۳۷۸) گنجانده و با تبلیغات بسیار در پر بیننده ترین ساعت شب پانزدهم تیرماه ۱۳۹۰ از شبکه اول سیما پخش می کند. جالبترین بخش این فیلم که گویا مستقیما برای تخریب امیرعباس فخر آور در آستانه دوازدهمین سالگرد قیام دانشجویی ۱۸ تیرماه شاخته شده است، دقیقه نوزدهم فیلم است که صراحتا تاکید دارد برادرم آرش توسط مامورین وزارت اطلاعات در پاریس دستگیر شده و در برابر دوربین خودی! اعتراف گیریهای معروف این وزارتخانه قرار گرفته است

دقیقه ۱۹ از این ویدیو وزارت اطلاعات به دستگیری آرش در پاریس و اعتراف گیری از وی اذعان می کند

این بخش از متن کامل پیاده شده از این فیلم را که در روزنامه کیهان شریعتمداری در فردای همانروز منتشر شد ببینید: (آرش كه نمي خواست سرنوشتی مانند برادرش داشته باشد و از طرفی هم ميان تور اطلاعاتی ايران در خارج از   كشور قرار گرفته بود، جلوی دوربين خودی از باتلاق ضد انقلاب خارج نشين می گويد). تا اینجای قضیه خیلی طبیعی است! با حکومتی دیکتاتور طرف هستیم که خانواده ناراضیان سیاسی را می رباید، به زندان میفرستد، شکنجه میکند و جلوی دوربین وزارت اطلاعات می نشاند و با وقاحت تمام از اعترافات این زندانیان فیلم میسازد و حتی با بی شرمی در متن فیلم اعلام می کند که نیروهای امنیتی فلان عضو خانواده فلان ناراضی سیاسی را ربوده و جلوی دوربین خودی نشانده اند! اما نکته کاملا غیر طبیعی و عجیب در این ماجرا سکوت معنی دار مجموعه ای از گروه های حقوق بشری است. با وجودی که سازمان عفو بین الملل برای ربوده شدن آرش، بی درنگ بیانیه شدیدالحنی صادر میکند، فعالین ایرانی حقوق بشری نه تنها کمکی به انتشار خبر و آزادی این جوان نوزده ساله نمی کنند، بلکه با تردید و شایعه سازی، این جنایت جمهوری اسلامی را در کنار دیگر پروژه های مشکوک وزارت اطلاعات قرار می دهند. علی افشاری که روزگاری در برابر همین جنس دوربینهای خودی! وزارت اطلاعات نشانده شده بود، با بی شرمی باور نکردنی، در مقاله ای که برای رادیو زمانه می نگارد، ماجرای محمدرضا فخر آور را همچنان محمدرضا مدحی، پروژه وزارت اطلاعات معرفی میکند. احمد باطبی، خبرچین رسواشده وزارت اطلاعات هم به همراه همسرش نازلی عراقی پا به میدان میگذارد و با استناد به مقاله منتشر شده در وبسایت رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و اعترافات آرش زیر شکنجه های وزارت اطلاعات، نتیجه میگیرد که اینجانب و تمام اعضای خانواده ام مامور اطلاعات هستیم. بخشی از نوشته شرم آور باطبی که سالهاست در نقاب فعالیت حقوق بشری به خبرچینی برای وزارت اطلاعات مشغول است را اینجا ببینید: اما تنها چند هفته پس از طرح این ادعا از سوی عباس فخرآور ،  تلویزیون حکومتی ایران در فیلم مستندی با عنوان  " ماموریت در بن بست " محمد رضا فخرآور را نشان داد که صحیح و سالم در مقابل دوربین نهاد های امنیتی نشسته ، و برعلیه مخالفان حکومت ایران به صحبت میکند (صحبت می کند!). محمد رضا این صحبت ها را نه در ایران و یا زندان ، بلکه در همان فرانسه و پیش از بازگشت به ایران انجام داده و علی رقم ادعای برادرش ، مبنی بر ربوده شدن او توسط حکومت ایران ، مستند مذکور محمد رضا را کاملاً آزاد ، و در حال رفت و آمد به سفارت جمهوری اسلامی در پاریس نشان میداد  . هر چند ممکن است صحت تصاویر ارائه شده در این مستند ، مورد تردید قرار گرفته و صحنه های مربوط به تردد محمد رضا ، مقابل درب سفارت ایران تقلبی تعبیر شود ، اما با این وجود از چالش پیش روی عباس فخرآور مبنی بر ادعای ربوده شدن برادرش توسط حکومت ایران نمی کاست (نمی کاهد!).  چرا که در همان زمان بسیاری از منابع خبری حکومتی، از جمله وبسایت جوان آنلاین ، پایگاه خبری تحلیل وابسته به سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی نوشت : پس از بازگشت محمدرضا مدحی به کشور و ماجرای نفوذ وی به درون ضد انقلاب یکی دیگر از فریب خوردگان ضد انقلاب به ایران بازگشت. محمد رضا، برادر امیر عباس فخر آور سرکرده گروهک "کنفدراسیون دانشجویان ایرانی" که به صورت غیر قانونی متواری شده و در فرانسه اقامت داشت به ایران بازگشت.... شنیده های خبرنگار ما حاکی از آن است که از لحظه ورود وی به ایران تاکنون برخوردی با نامبرده نشده است. " خبر وبسایت وابسته به سپاه ، درباره عدم برخورد مورد انتظار با محمد رضا فخرآور ، ادعای برادرش را مبنی بر ربوده شدنش بیش از پیش با تردید مواجه کرده و تصور صحت صحنه های ارائه شده در فیلم مستند " ماموریت در بن بست " را نیز تقویت میکند

چرا یکی از آنها که گوسفند وار باطبی، این خبرچین خرده پای نیروهای امنیتی را دنبال میکنند، از وی نپرسید که معتبر تر از وبسایت سپاه پاسداران و فیلم پخش شده وزارت اطلاعات از صدا و سیمای جمهوری اسلامی، آیا سندی یافت نکرده است که ارائه داده و آبروی فخر آور را به خیال خودش ببرد!؟ مقاله منتشر شده در وبسایت جوان آنلاین وابسته به سپاه پاسداران با عنوان (بازگشت برادر امیرعباس فخرآور به تهران) که باطبی برای اثبات خیانت خانوادگی ما به آن استناد میکند هم بسیار جالب و خواندنی است. مقاله نویسان سپاه پاسداران با دستپاچگی پس از شنیدن خبر اینکه برای پرونده آرش وکیل گرفته و از سفارت جمهوری اسلامی در پاریس و دولت جمهوری اسلامی، با عنوان آدم ربایی شکایت کرده ام، مینگارند که آرش خودش به تهران آمده و طبق شنیده های خبرنگاران سپاه پاسداران حالش هم خوب است


محمدرضا (آرش) فخر آور در کنار برادر در لحظه های از دست دادن پدر - مهر ماه ۱۳۸۳ تهران 
پرسش اینجاست که آیا این آقایان به همه ادعاهای بیشماری که هر روز علیه حکومت جمهوری اسلامی در مورد آدم ربایی، شکنجه و زندان در سراسر دنیا مطرح می شود، به همین شکل پاسخ می دهند یا فقط مواردی را که صحت دارد تکذیب می کنند؟ اصلا اگر همه چیز خوب است، چه لزومی داشت که نویسندگان چیره دست سپاه، قلم رنجه کرده و درباره آن بنویسند؟ و اگر حال آرش خوب است چرا در بیمارستان بستری بود و استخوان فک و بینی اش برای چه شکسته است؟ راستی فیلم اعترافات آرش در کدام زندان تهیه شده است؟ اینها همه پرسشهایی بود که فعالین به اصطلاح حقوق بشری باید مطرح می کردند به جای اینکه همصدا با رسانه های جمهوری اسلامی و به استناد دروغ پردازیهای آنها، به یک جوان نوزده ساله که زیر شکنجه وزارت اطلاعات استخوانهایش خرد می شوند، حمله کنند و اتهام بزنند. برای خانواده ما محمدرضا فخر آور یک قهرمان است. به شهامت و شجاعت برادر کوچکم افتخار میکنم و اطمینان دارم که آب دریای شجاعت خانواده ما به پوزه سگانی چون افشاری و باطبی نجس نخواهد شد. چهاردهم آگوست ۲۰۱۱ در پاریس با وکیل فرانسوی که برای پیگیری پرونده آرش استخدام کرده ام کارهای نهایی این پرونده را پیگیری کردیم و خوشبختانه باخبر شدم که قاضی فرانسوی پرونده را با عنوان آدمربایی مامورین جمهوری اسلامی در فرانسه به جریان انداخته است. دوستان و عزیزانی را که با دلهای نگران این پرونده را دنبال می کنند در جریان مراحل آن قرار خواهم داد. وکیل آرش یکی از بهترین وکلای فرانسوی است که همزمان پرونده سرباز ربوده شده اسراییلی (گیلاد شالیط) را در دست دارد. جا دارد صمیمانه از دوست گرامی ام مهرتاش رستگار تقدیر کنم کهارتباط با این گروه وکلا را برایم مقدور ساخت


تیم وکلای فرانسوی پرونده ربوده شدن محمدرضا (آرش) فخر آور در پاریس توسط مزدوران جمهوری اسلامی - ۱۴ آگوست ۲۰۱۱

ترانه اعدام با صدای آرش

1 comment:

sallar said...

درود بر پسر گستاخ ایران ، پیروز باشید و آرزو دارم بزودی همه در ایران جشن پیروزی بر پا کنیم

Locations of visitors to this page