March 23, 2012

امیرعباس فخرآور: من یک صهیونیست هستم

سفرتاریخی کنفدراسیون دانشجویان ایرانی به اسرائیل
سوم فوریه ۲۰۱۲، در آخرین شب از سفر یک هفته ای به اسرائیل سر میز بیلیارد با جیمز وولسی رئیس سابق سی آی ای، در مورد سیاستهای منطقه خاورمیانه و نقش تاریخی اسرائیل و ایران در این منطقه صحبت می کردیم که با توضیحات دکتر وولسی متوجه شدم که من هم یک صهیونیست هستم. تا پایان این نوشته همراهم باشید شاید به این نتیجه رسیدید که شما هم یک صهیونیست هستید! اینروزها اخبار بسیاری از پیامهای عاشقانه ای که بین مردم ایران و مردم اسرائیل رد و بدل می شود به گوش می رسد. سه ماه پیش حتی تصور چنین روزهایی بسیار دشوار بود. با اجازه دوستان تنگ نظر، باید بخش بزرگی از اعتبار این روابط سرشار از محبت را به سفر تاریخی کنفدراسیون دانشجویان ایرانی به اسرائیل نسبت بدهم! خوب یادم هست وقتی پائیز سال ۱۳۹۰ (اکتبر ۲۰۱۱) زمزمه های سفر یک تیم از کنفدراسیون دانشجویان ایرانی به اسرائیل مطرح شد، بسیاری از دوستان و خیرخواهان به شدت با این سفر مخالفت کردند و از هزینه بالای سیاسی آن یاد می کردند که میتوانست مرگ سیاسی را برای هر فعال سیاسی به دنبال داشته باشد. پخش چندین گزارش ویژه خبری از این سفر در پربیننده ترین بخش های خبر تلویزیون جمهوری اسلامی، گویای موفقیت بیش از انتظار ما در انجام این سفر بوده است. ویدیوی زیر گزارشی است که در اخبار ساعت ۹ شب شبکه اول سیمای جمهوری اسلامی از سفر شورای مرکزی کنفدراسیون دانشجویان ایرانی به اسرائیل پخش شد


در تمام سالهای زندان و انفرادی و شکنجه به این فکر میکردم که باید استراتژی مؤثرتری برای مبارزه با رژیم جمهوری اسلامی پیدا کرد. به روشهای شکست خورده تمام سه دهه گذشته می اندیشیدم و به اینکه باید "پاشنه آشیل" و راز ماندگاری رژیم را پیدا کنیم و به آنها حمله ور شویم. یکی از این رازهای ماندگاری جمهوری اسلامی دشمنی با شیطان بزرگ (آمریکا) و شیطان کوچک (اسرائیل) بود. دستگاههای عریض و طویل تبلیغاتی جمهوری اسلامی چنان تابوی ناشکستنی از آمریکا و اسرائیل ساخته بودند که حتی در بین نیروهای اپوزیسیون هم کمتر کسانی شهامت آنرا داشتند که به شکستن این تابوها فکر کنند و از عادی سازی روابط مردم ایران با این دو کشور و سیاستگزارانشان دفاع کنند. با روحیه گستاخی که در خودم سراغ دارم نمی توانستم بپذیرم کار سختی وجود داشته باشد که نتوانم آنرا انجام دهم
سازگارا و باطبی وکیل اسرائیلی را استخدام
 کردند
 تا سفر فخرآور به اسرائیل را کنسل کند
به دوستانم هم یادآوری کردم که تابوی برقراری ارتباط آشکار با آمریکائیها را تیم ما شکست و امروز ارتباط با آمریکائيها در آپوزیسیون مرسوم شده است. حالا نوبت به تابوشکنی درباره ارتباط دوستانه با اسرائیلیها بود که تنها شجاعت و گستاخی در حد تیم بچه های کنفدراسیون میتوانست آنرا عملی سازد. ترتیبی دادیم که در تمام طول سفر و همه ملاقات هایمان خبرنگاران و دوربین رسانه ها حضور داشته باشند. هیچ گوشه ای از این سفر نباید از چشم مردم عزیزمان پنهان میماند و نتیجه سفر به شکل باورنکردنی مثبت بود. در آغاز راه سنگهای بزرگی از سوی برخی حسودان و بدخواهان پیش پایمان گذاشته شد که حدود دو ماه سفرمان را به تاخیر انداخت. سازگارا، افشاری، عطری، باطبی و حقیقت جو با استخدام دو وکیل که یکی از آنها اسرائیلی بود به بیش از دو هزار سیاستمدار آمریکایی و اسرائیلی نامه فرستادند تا فخرآور و کنفدراسیون را بدنام کرده و جلوی این سفر تاریخی را بگیرند. اما آفتاب زیر ابر نماند و اتفاقا سفر با کیفیتی به مراتب بهتر از برنامه ریزی آغازین صورت گرفت. شرح خیانت این گروهک را که از این پس "گنگ نوفل لوشاتو" خطابشان خواهم کرد، اینجا بخوانید. جمعه بعد ازظهر ۲۷ ژانویه ۲۰۱۲ (۷ بهمن ۱۳۹۰)، پروازمان در فرودگاه بن گوریون به زمین نشست. فرودگاه به دلیل آیین ویژه مذهبی یهودیان در شبهای جمعه (شبات)، خالی بود و پرنده پر نمیزد. حتی همه پروازها را طوری تنظیم میکنند که شب جمعه هیچ پروازی در کار نباشد، ما هم با تاخیری سه ساعته از واشینگتن راهی شده بودیم و از سر ناچاری در این ساعت رسیدیم. به محض ورود مستقیم از فرودگاه به استودیوی کانال دو که پربیننده ترین تلویزیون اسرائیل است رفتیم تا مهمان مخصوص در برنامه محبوب خبری این شبکه باشم. حتی تصور نمیکردم که این برنامه تا این حد مؤثر و پربیننده باشد. از همان شب تقریبا در تمام اسرائیل همه سیاستمداران و مردم عادی با نام و چهره و نظراتم آشنا بودند. یک هفته بعد در پایان همین سفر خانم راننده تاکسی که مرا از هتل به فرودگاه میرساند، مرا به راحتی شناخت و با هیجان مرا در آغوش گرفت و اشک ریخت و با پسرش که دانشجو بود تماس گرفت و به وی گفت با فخرآور که هفته پیش در کانال دو دیدی مسافرم است. این خانم برایم توضیح داد که پیام عشق و محبتی که آنشب از این شبکه و از طریق من به همه مردم اسرائیل ارسال شد، چگونه اشک را به چشمان این مردم آورده است. این مصاحبه را اینجا ببینید




قرار بود شب نخست حضورم در اسرائیل شام مهمان خانم زیپی لیونی، وزیر امورخارجه سابق اسرائیل و رهبر حزب کادیما که اکثریت را در پارلمان اسرائیل در اختیار دارد باشم، که وقتی خانم لیونی فهمید برای این شوی پربیننده تلویزیونی دعوت شده ام، بی درنگ گفت که این برنامه بسیار مهمتر است و قرار شام را به فردای آنروز موکول کرد که در هتل محل اقامتمان انجام شد و با کنفرانس مطبوعاتی موفقی همراه بود. اخبار این کنفرانس در تمام رسانه های بزرگ و معتبر دنیا منتشر شد و البته عجیب نبود که بی بی سی فارسی، صدای آمریکا و تمام رسانه های فارسی آنرا سانسور کرده و ترجیح دادند نشنیده بگیرند که اوج کار غیرحرفه ای و سرشار از غرض و مرض این رسانه های بیمار را به تصویر کشید.
عکسهای این کنفرانس خبری در خبرگزاری فرانسه، خبرگزاری رویترز، یاهو نیوز، روزنامه های چاپ اسرائیل، انگلستان، ترکیه، ایتالیا، اسپانیا، فرانسه، آلمان و خبرگزاریهای جمهوری اسلامی انعکاسی گسترده داشت.  تیترهای درشت روز بعد در روزنامه های بزرگ اسرائیل مثل جروسالم پست به این خبر اختصاص داشت. در تمام مصاحبه ها و سخنرانی هایم در طول این سفر بر چند نکته کلیدی تاکید می کردم که البته موضع رسمی کنفدراسیون دانشجویان ایرانی هم بود و در جلسات هفتگی شورای مرکزی بر این نکات اتفاق نظر داشتیم. اینکه حمله به تاسیسات هسته ای ایران در شرایط کنونی، هدیه ایست ازطرف خداوند به خامنه ای و احمدی نژاد تا دور دنیا راه بیافتند و نقش قربانی را بازی کرده و برای خودشان مشروعیت کسب کنند. مشروعیتی که در حال حاضر حیاتی ترین نیازشان است. یکماه بعد اوباما رئيس جمهور آمریکا دقیقا از همین استدلال که بی سر و صدا از ما وام گرفته بود برای مخالفتش با حمله به تاسیسات هسته ای ایران استفاده کرد. نکته دیگر در سخنرانیهایم اشاره به تاریخ روابط دوستانه مردم ایران و یهودیان بود که با استقبال گسترده ای همراه شد. همچنین تاکید بر اینکه باید به گزینه تحریم نفت و تحریم بانک مرکزی جمهوری اسلامی فرصت داده شود تا رژیم به ضعیف ترین وضعیت تاریخ حیاتش دچار شده و در عین حال از مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران حمایت شود. همه این پیامها با استقبال چشمگیر مردم و رسانه های اسرائیلی مواجه شد و البته بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر و ایهود باراک وزیر دفاع اسرائیل از این پیام ها خشنود نبودند که در روزهای اخیر به درستی آنها پی بردند و دیروز شاهد پیام ایهود باراک بودیم که از ضرورت فرصت دادن به برنامه تحریم نفت و تحریم بانک مرکزی جمهوری اسلامی خبر میداد و اینکه باید حمله نظامی به ایران را عقب بیاندازند تا نتیجه این تحریمها را ببینند
سخنرانی در کنفرانس سالیانه هرتزیلیا که مهمترین نشست سالیانه راهبردی دولت اسرائیل میباشد از دیگر برنامه های این سفر بود. نخستین پنل این کنفرانس با عنوان " آیا تحریمها علیه ایران مؤثر خواهد بود؟،" با حضور برجسته ترین کارشناسان بین المللی طراحی شده بود تا به نوعی به کنفرانس خط دهی کند. اسامی برخی از سخنرانان در این پنل بدین ترتیب بود: ژنرال یوسی کوپرواسر (قائم مقام وزیر امور استراتژیک اسرائیل) که هدایت پنل را هم بعهده داشت، جیمز وولسی (رئیس سابق سی آی ای)، رابرت زولایک (رئیس بانک جهانی)، امیرعباس فخر آور (پژوهشگر و استاد مهمان در دانشگاه امنیت ملی و سیاست خارجی واشینگتن و دبیر کل کنفدراسیون دانشجویان ایرانی)، اروین کاتلر (نماینده پارلمان کانادا)، یوری لوبریانی (آخرین سفیر کبیر اسرائیل در ایران)، رابرت مک نالی (مشاور ارشد پرزیدنت بوش)، جین-لوپ سمعان (مشاور دانشگاه دفاعی ناتو) و هارولد رود (مشاور امور استراتژیک وزارت دفاع آمریکا پنتاگون در زمان پرزیدنت بوش). تقریبا همه سخنرانان بر این باور بودند که گزینه نظامی تنها راه حل پیش رو میباشد. آخرین سخنران بودم و کار آسانی نبود که کارشناسانی در این حد را به این باور برسانم که باید به تحریم نفت و بانک مرکزی و مبارزات آزادیخواهانه مردم در خیابان های ایران فرصت داده شود. موفقیت حاصل شد و تمام سخنرانان در پایان این نشست با من هم عقیده شدند که راه دیگری جز اقدام نظامی هم وجود دارد. بخشی از سخنرانی ام در این کنفرانس را اینجا ببینید  


سخنرانی در پارلمان اسرائیل و دیدار با نمایندگان پارلمان، و همچنین نشست و گفتگو با هیات پارلمانی فنلاند در پارلمان  اسرائیل از دیگر بخشهای مهم این سفر بود. دکتر شای هرمش از نمایندگان پارلمان اسرائیل در این دیدار پس از سخنرانی ام تاکید کرد که شش میلیون اسرائیلی بی تردید از این پیام صلح و دوستی با مردم ایران و از مبارزات آزادیخواهانه ایرانیان حمایت می کنند. نظرات وی که در روزنامه های بزرگ اسرائیلی منتشر شد در خبرگزاریهای جمهوری اسلامی هم انعکاس فراوانی داشت
امیر فخرآور و یولی ادلستین وزیر دیپلماسی
عمومی اسرائیل
سخنرانی امیر فخرآور در پارلمان اسرائیل
کنست
دکتر شای هرمش نماینده حزب لیکود در
پارلمان اسرائیل
سخنرانی فخرآور در جلسه بیریفینگ پارلمان
اسرائیل کنست
 دیدار با مسؤلین بلند پایه دولت اسرائيل، وزرا و مقامات عالی رتبه ارتش اسرائیل هم بخشی از این سفر نفس گیر بود. یولی ادلستین وزیر دیپلماسی عمومی و امور مهاجرت یهودیان که خود از زندانیان سابق سیاسی شوروی بود استقبال گرمی از هیات کنفدراسیون داشت. همچنین کلنل شیمون آراد، رئیس بخش استراتژیک وزارت دفاع اسرائیل که ایران را خیلی خوب میشناخت آرزویش این بود که مجبور نباشد دستور حمله به ایران را صادر کند و شاهد باشد که جوانان و آزادیخواهان ایرانی کار رژیم را یکسره می کنند. دکتر شای هرمش نماینده پارلمان از حزب لیکود، دکتر نچمن شای نماینده پارلمان از حزب کادیما، زیپی لیونی رهبر اکثریت پارلمانی اسرائیل ، افرائيم هالوی رئیس سابق موساد، یوسی کوپرواسر قائم مقام وزیر امور استراتژیک دولت اسرائيل و مشاور ارشد نخست وزیر، سیما شین رئيس بخش امور استراتژیک نخست وزیری و اران اتزیون رئيس بخش سیاستهای استراتژیک وزارت خارجه اسرائیل از جمله مسؤلین عالیرتبه ای بودند که استقبال گرمی از شورای مرکزی کنفدراسیون دانشجویان ایرانی کردند
کلنل شیمون آراد رئیس بخش استراتژیک در
وزارت دفاع اسرائیل و امیر فخرآور
دکتر نچمن شای نماینده پارلمان از کادیما،
زیپی لیونی، فخرآور و ساغر کسرائی
در کنار دستیابی به اهداف سیاسی برای مجموعه کنفدراسیون دانشجویان ایرانی، سفر به اسرائیل برای من تجربه ای بزرگ بود از سرزمینی که در ایران حتی آوردن اسمش هم جرم بود. و مردمی که دلشان برای دوستی با مردم ایران تنگ شده بود. اسرائيل بعنوان مهد بزرگترین ادیان بشری، کشوری است که توانسته ثابت کند که می شود مذاهب گوناگون را پیروی کرد و با هم دوست بود. حیفا شهری که هر ایرانی باید به آن افتخار کند و مرکز سازمان جهانی بهائیان در آنجا قرار گرفته است. زیبایی شهر و  مهمان نوازی ایرانیان بهایی و نظم و ترتیب حاکم بر این شهر گویای اسرار بسیاری است که حکومت جمهوری اسلامی از آنها وحشت دارد و مهمتر از همه اینکه ایرانیان فارغ از هر آئین و کیش و نژاد و عقیده سیاسی میتوانند در کنار هم زندگی کنند، به عقاید و آئين یکدیگر احترام بگذارند و همه مردم دنیا بویژه مردم خونگرم و مهمان نواز اسرائیل و آمریکا را دوست بدارند



در آغاز این نوشته از گفتگویی که با دکتر جیمز وولسی داشتم برایتان گفتم. دکتر وولسی برایمان توضیح داد که یکی از اساسی ترین مشکلات اسرائیلی ها این است که اسیر تبلیغات مخالفان می شوند و به موضع تدافعی فرو میروند. وی خودش را یک صهیونیست نامید
جیمز وولسی رئیس سابق سی آی ای، ساغر 
کسرایی و امیر فخرآور، فوریه ۲۰۱۲
 وقتی با چشمان متعجب من مواجه شد، گفت: مشکلی با این موضوع داری؟ گفتم : نه. اما نمیدانستم شما یهودی هستید! گفت: یهودی نیستم، یک صهیونیست هستم! با تعجب گفتم: چگونه ممکن است؟ و برایم توضیح داد که این دقیقا مشکل بسیاری از اسرائیلی ها هم هست. صهیونیست بودن به این مفهوم است که من به این اعتقاد دارم که کشوری به نام اسرائيل که سرزمین یهودیان باشد وجود دارد! روی آی فونم کلمه صهیونیست را جستجو کردم و راست می گفت. با این تعریف من هم یک صهیونیست هستم، و فکر می کنم تمام کشورهای عضو سازمان ملل متحد هم که در اکتبر سال ۱۹۴۷ به موجودیت کشور اسرائيل رای دادند یک صهیونیست هستند! البته مطمئنا خامنه ای، احمدی نژاد و خمینی نمی توانند صهیونیست باشند چرا که موجودیت این کشور را از پایه قبول ندارند ولی تا جایی که می دانم اکثر مردم ایران برای مردم اسرائيل و موجودیت این کشور احترام دارند و یک صهیونیست هستند! شما چطور! آیا شما هم یک صهیونیست هستید!؟


اینهم بخشی از تبلیغات جمهوری اسلامی درباره این پست وبلاگ

6 comments:

monica said...

ممنون ، حس غرور به آدم دست میده ، وقتی چنته یکی پر باشه ، حرف برای زدن زیاد داره و این خواننده رو قانع میکنه ،البته من که خیلی وقته صهیونیزم هستم

Mostafa Sanatnama said...

Man ham yek sahyounist hastam

Anonymous said...

I'm a zionist too!

سیاوش صفوی said...

خوشم می آید ازت فخرآور. با اینکه میدانم سوابق فعالیت هایت همه من درآوردی و چاخان است و قضیه برادرت هم چاخان بسیار ضایعی بود، ازت خوشم می آید. چون زرنگی. چون نقطه ضعف این اپوزیسیون نیم بند مسخره که همش دنبال خوردن خون هم هستند را یاد گرفته ای. رفتنت به اسرائیل را یکی از هوشمندانه ترین کارهایت میدانم چون این اپوزیسیون بدبخت که جرات نمیکرد برود اسرائیل و تو را تکذیب کند، میتوانستی هرچه میخواهی بگویی در راستای هدفت. اگر در زمینه سوابقت اینقدر چاخان نکرده بودی انصافا یکی از پشتیبانانت میشدم. الان هم اگر باز بیایی و بگویی آقا یه سری از حرفهایمان چاخان بود ولی لازم بود، باز هم میتوانم بی خیال شوم. چون نشان داده ای که آدم سیاس و زرنگی هستی و کاری که دنبالش هستی را به سرانجام میرسانی. مثلا قضیه کنفدراسیون و اینکه یکی از تاثیرگذارترین نیروهاست. همه میدانیم که نیست. اما اینکه تو توانسته ای کاری کنی که کنگره چنین حرفی بزند، نشان از کفایتت در رسیدن به هدفت دارد. این کامنت را نمیخواهد در صفحه بگذاری. گفتم که گفته باشم. حیف که خیلی چاخان پاخان درباره سابقه ات کرده بودی. بعضی هایش هم اینقدر تابلو بود که انصافا هیچ دفاعی نمیشد کرد. زرنگ باش. سعی کن این چاخان های قدیمی را کمرنگ کنی و یه توجیحی برایشان بتراشی و به مرور بتوانی از زیرشان بیرون بیایی. چون انصافا زرنگی و حیف است آدم معطوف به هدفی چون تو از دایره بیرون بماند.

Amir Fakhravar said...

مونیکا و سامان ممنون از محبتتان. امیدوارم همه مبارزان شهامت و صداقت شما رو داشته باشند

Amir Fakhravar said...

آقای سیاوش صفوی، کامنتتان را منتشر کردم ولی خیلی متاسفم که حتی برای گفتگو هم ادبیات توهین آمیز را انتخاب کرده اید. به هر صورت میخواهم بدانم منظورتان دقیقا از چاخان پاخان چیست؟ شهامت آنرا دارم که از همه کارهایی که انجام داده ام و همه حرفهایی که زده ام دفاع کنم. عادت هم ندارم حرفها و مواضعم را عوض کنم چرا که قبل از انجامشان فکر می کنم! شما لطفا راهنمایی بفرمائید که منظورتان از چاخان پاخان چیست تا روشنتان کنم. در ضمن از کدام دایره حرف میزنی که من از آن بیرون مانده ام؟! فکر نمی کنی همه این به اصطلاح آپوزیسیون گنگ و گیج ما از دایره ها بیرون مانده اند؟ در پایان اینکه ممنون از صداقتی که در بخشی از کامنتتان از خودتان نشان دادید. اما بدانید که اگر کنفدراسیون کارهای عملی مؤثر انجام نداده بود موفق به کسب چنان جایگاهی نمی شد. نکته پایانی اینکه: اگر دنبال چاخان پاخان می گردی، یک سر به مصاحبه های باطبی و افشاری و دروغهای شاخدارشان بزن که چگونه گلوله را با انگشت از استخوان مجروحین بیرون میکشیدند و از ایشان بپرس که درباره دروغهایشان توضیح دهند. اینجوری بیشتر چنین سؤالی محلی از اعراب پیدا خواهد کرد

Locations of visitors to this page