June 08, 2012

تروریستهای دیروز، پژوهشگران امروز دانشگاه های آمریکایی

حسین موسویان سخنگوی سابق تیم مذاکره هسته ای جمهوری اسلامی 
سه شنبه، پنجم ژوئن ۲۰۱۲، سید حسین موسویان برای معرفی کتاب جدیدش درباره پرونده هسته ای ایران به بنیاد کارنگی در واشینگتن رفته بود. از وی در مورد کتابش دو سوال پرسیدم و خواستم که جوابهای روشن بدهد. متن کامل پرسش من این بود: "امیرعباس فخرآور هستم، پژوهشگر و استاد مهمان از انستیتوی سیاستهای جهانی (دانشگاه امنیت ملی و سیاست خارجی واشینگتن). آقای موسویان خیلی خوشحالم که شما را رو در رو میبینم تا این سوالها را بپرسم و امیدوارم که پاسخ روشن و صریح بدهید و به قول ما ایرانیها ما را نپیچانید! بیشتر از پنج سال را در زندانهای جمهوری اسلامی بعنوان زندانی سیاسی شکنجه شده ام در همان سالهایی که شما عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بوده ای و سخنگوی تیم مذاکرات هسته ای جمهوری اسلامی. نظامی که هنوز با افتخار از آن یاد و دفاع می کنی و آرم این نظام را روی جلد کتابت نشانده ای.سوال اولم اینست که در سخنرانیها و نوشته هایت تاکید کرده ای که جمهوری اسلامی بدنبال ساخت سلاح هسته ای نیست! در سپتامبر سال ۲۰۰۶ هاشمی رفسنجانی نامه محرمانه خمینی را پس از ۱۸ سال منتشر کرد که صراحتا خمینی به نیاز کشور برای داشتن مقدار زیادی سلاح های اتمی و لیزری تاکید دارد! شما به هاشمی رفسنجانی خیلی نزدیک هستید و حتی مقدمه کتاب قبلی تان را هم هاشمی نوشته است، چطور میتوانید این نامه صریح خمینی را انکار کنید با توجه به اینکه حرف خمینی فصل الخطاب همه امور در جمهوری اسلامی است و خمینی دستور تولید سلاح اتمی را در این نامه به سران نظام داده است؟

سوال دوم اینکه می گویید تحریم ها به مردم فشار وارد می کند، در حالی که سال ۱۳۷۷ قیمت نفت به ۹ دلار در هر بشکه رسید و در سال ۱۳۸۷ به ۱۵۹ دلار در هر بشکه، اما وضع زندگی مردم نه تنها بهتر نشد بلکه بدتر هم شد! اما در برابر جمهوری اسلامی پول نفت بیشتری داشت تا به تروریستهای سراسر دنیا بدهد و آنها را تقویت کند و سه برابر کارمند های رسمی دولت به سپاهیان و بسیجیان بپردازد تا مردم را سرکوب کنند! به نظر می رسد تحریمها فشار جدیدی به مردم وارد نمی کند اما فشار فراوانی به حکومت جمهوری  اسلامی وارد می کند. این را چگونه توجیه می کنید؟ در پایان اینکه شما سفیر جمهوری اسلامی در آلمان بودید و در دوره شما جنایت تروریستی رستوران میکونوس با همکاری سفارت جمهوری اسلامی صورت گرفت و کاظم دارابی دستگیر و زندانی شد. شما به تهران برگشتید و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام شدید و ۱۵ سال تلاش کردید تا دارابی را از زندان آزاد کنید و موفق هم شدید. چرا برای آزادی هزاران زندانی سیاسی که در زندانهای جمهوری اسلامی هستند کاری نمی کنید؟ چرا حرفی درباره حقوق بشر در ایران نمی زنید؟" پاسخ حسین موسویان بسیار عجیب بود. ویدیوی این پرسش و پاسخ را در ادامه ببینید
در ابتدا گفت که تمام گفته های من دروغ است! بعد گفت که دارابی در پایان مدت محکومیتش از زندان آزاد شد و موسویان هیچ تلاشی برای آزادی وی نکرد در حالی که عمیقا اعتقاد داشت دارابی باید آزاد می شد! اینهم دروغ دیگری بود چرا که دارابی به حبس ابد محکوم شده بود و تا ۲۵ سال حق تجدید نظرخواهی هم نداشت و با فشار دولت جمهوری اسلامی به دولت آلمان پس از ۱۵ سال آزاد شد. درباره نامه خمینی گفت که این نامه از اساس وجود ندارد که دروغ بزرگ دیگری بود. این نامه در سطح وسیعی در رسانه های ایرانی و خارجی منتشر شده است. متن کامل نامه را اینجا میتوانید ببینید. جالب است که چند ساعت پس از انتشار نامه توسط هاشمی رفسنجانی جمله مربوط درخواست خمینی برای تولید مقدار زیادی سلاح های هسته ای و لیزری از متن خبر در تمام خبرگزاریهای داخلی حذف شد که این هم خود جنجال رسانه ای بزرگی را در درون و بیرون ایران به همراه داشت. در متن تصحیح شده به جای جمله (قدرت ساختن مقدار قابل توجهي از سلاح هاي ليزر و اتم -كه از ضرورتهاي جنگ در آن موقع است-، داشته باشيم) جمله (قدرت ساختن مقدار قابل توجهی از سلاح های [مختلف] که از ضرورت های جنگ در آن موقع است داشته باشیم) نوشته شد! این دستپاچگی حکومت در حذف ناشیانه بخشی از نامه خمینی از نیت رژیم برای دستیابی مخفیانه به سلاح های هسته ای پرده برداشت. اصرار سید حسین موسویان به انکار این سند آشکار آیا جز این است که میخواهد برای رژیم وقت بخرد!؟


در مورد بحث حقوق بشر موسویان گفت که اینجا جای این بحث ها نیست و ادعا کرد که وی نیز همانند اینجانب زندانی سیاسی بوده است ولی پس از دوران زندانش به کشورش خیانت نکرده است! احتمالا منظورش این بوده است که اینجانب پس از زندان به کشورم خیانت کرده ام! در پایان مراسم به وی یادآور شدم که ایشان تنها سه روز بازجویی شده اند و زندانی نبوده اند و در پایان با وساطت هاشمی رفسنجانی نزد خامنه ای پرونده مختومه اعلام شد! اما اینجانب بیش از پنج سال را در زندانهای جمهوری اسلامی به اتهام توهین به نظام و خامنه ای شکنجه شدم و بهترین دوستم ارژنگ داوودی ده سال را در زندان سپری کرده است و هیچ امیدی برای پایان محکومیت ۲۵ ساله اش وجود ندارد! حرفهای سراسر دروغ و ضد و نقیض سید حسین موسویان تنها ماموریت وی را احتمالا از سوی باند هاشمی رفسنجانی برای همگان آشکار تر می کند

 یکی از دوستان ایرانی پس از این مشاجره با حسین موسویان در بنیاد کارنگی، آرام در گوشم گفت: انتقام خون کشته های رستوران میکونوس را از این تروریست اسلامی گرفتی! همراه با نگاه متعجب به فضای چهره ام اضافه کردم که مفهومش این بود: به انتقام و ترور اعتقاد ندارم. نمیدانم این حادثه را دقیقا چه باید بنامم: انتقام از تروریست دادگاه میکونوس یا بحثی متمدنانه با نماینده ای از جمهوری اسلامی؟ در پایان متن نامه خمینی را به سران نظام که به پایان جنگ ایران و عراق و نوشیدن جام زهر توسط خمینی منجر شد و برای ۱۸ سال محرمانه مانده بود برایتان منتشر می کنم و قضاوت را به خوانندگان هوشمند این مقاله میسپارم


متن کامل نامه خمینی، ۲۵ تیرماه ۱۳۶۷

فرمانده مزبور نوشته است تا پنج سال ديگر ما هيچ پيروزي نداريم ...

آقاي نخست وزير از قول وزراي اقتصاد و بودجه وضع مالي نظام را زير صفر اعلام كرده‌اند ...

بسم الله الرحمن الرحيم

با ياري خداوند متعال و با سلام و صلوات به انبياء بزرگوار الهي و ائمه معصومين صلوات عليهم اجعمين حال كه مسئولان نظامي ما اعم از ارتش و سپاه كه خبرگان جنگ مي‌باشند، صريحاً اعتراف مي‌كنند كه ارتش اسلام به اين زودي‌ها هيچ پيروزي به دست نخواهند آورد و نظر به اين كه مسئولان دلسوز نظامي و سياسي نظام جمهوري اسلامي از اين پس جنگ را به هيچ وجه به صلاح كشور نمي‌دانند و با قاطعيت مي‌گويند كه يك دهم سلاح‌هايي را كه استكبار شرق و غرب در اختيار صدام گذارده‌اند به هيچ وجه و با هيچ قيمتي نمي‌شود در جهان تهيه كرد و با توجه به نامه تكان دهنده فرمانده سپاه پاسداران كه يكي از ده‌ها گزارش نظامي سياسي است كه بعد از شكست‌هاي اخير به اينجانب رسيده و به اعتراف جانشيني فرمانده كل نيروهاي مسلح، فرمانده سپاه يكي از معدود فرماندهاني است كه در صورت تهيه مايحتاج جنگ معتقد به ادامه جنگ مي‌باشد و با توجه به استفاده گسترده دشمن از سلاح‌هاي شيميايي و نبود وسائل خنثي كننده آن، اينجانب با آتش بس موافقت مي‌نمايم و براي روشن شدن در مورد اتخاذ اين تصميم تلخ به نكاتي از نامه فرمانده سپاه كه در تاريخ ۶۷/۴/۲ نگاشته است اشاره مي‌شود.
فرمانده مزبور نوشته است تا پنج سال ديگر ما هيچ پيروزي نداريم، ممكن است در صورت داشتن وسائلي كه در طول پنج سال به دست مي‌آوريم قدرت عمليات انهدامي و يا مقابله به مثل را داشته‌ باشيم و بعد از پايان سال ۷۱ اگر ما داراي ۳۵۰ تيپ پياده و ۲۵۰۰ تانك و ۳۰۰۰ توپ و ۳۰۰ هواپيماي جنگي و ۳۰۰ هليكوپتر و قدرت ساختن مقدار قابل توجهي از سلاح هاي ليزر و اتم -كه از ضرورتهاي جنگ در آن موقع است-، داشته باشيم مي‌توان گفت به اميد خدا بتوانيم عمليات آفندي داشته باشيم. وي مي‌گويد قابل ذكر است كه بايد توسعه نيروي سپاه به هفت برابر و ارتش به دو برابر و نيم افزايش پيدا كند، او آورده است البته آمريكا را هم بايد از خليج فارس بيرون كنيم والا موفق نخواهيم بود.
اين فرمانده مهم‌ترين قسمت موفقيت طرح خود را تهيه به موقع بودجه و امكانات دانسته است و آورده است كه بعيد به نظر مي‌رسد دولت و ستاد فرماندهي كل قوا بتوانند به تعهد عمل كنند. البته با ذكر اين مطالب مي‌گويد بايد باز هم جنگيد كه اين ديگر شعاري بيش نيست.
آقاي نخست وزير از قول وزراي اقتصاد و بودجه وضع مالي نظام را زير صفر اعلام كرده‌اند، مسئولان جنگ مي‌گويند تنها سلاح‌هايي را كه در شكستهاي اخير از دست داده‌ايم به اندازه تمام بودجه‌اي‌ است كه براي سپاه و ارتش در سال جاري در نظر گرفته شده بود. مسئولان سياسي مي‌گويند از آنجا كه مردم فهميده‌اند پيروزي سريعي به دست نمي‌آيد شوق رفتن به جبهه در آنها كم شده است. شما عزيزان از هر كس بهتر مي‌دانيد كه اين تصميم براي من چون زهر كشنده است ولي راضي به رضاي خداوند متعال هستم و براي صيانت از دين او و حفاظت از جمهوري اسلامي اگر آبروئي داشته باشم خرج مي‌كنم، خداوندا ما براي دين تو قيام كرديم و براي دين تو جنگيديم و براي حفظ دين تو آتش بس را قبول مي‌كنيم.
خداوندا تو خود شاهدي كه ما لحظه‌اي با آمريكا و شوروي و تمام قدرتهاي جهان سرسازش نداريم و سازش با ابرقدرتها و قدرتها را پشت كردن به اصول اسلامي خود مي‌دانيم خداوندا در جهان شرك و كفر و نفاق در جهان پول و قدرت و حيله و دوروئي ما غريبيم، تو خود ياريمان كن. خداوندا در هميشه تاريخ وقتي انبياء و اوليا و علماء تصميم گرفته اند مصلح جامعه گردند و علم و عمل را در هم آميزند و جامعه‌اي دور از فساد و تباهي تشكيل دهند با مخالفتهاي ابوجهل‌ها و ابوسفيان‌‌هاي زمان خود مواجه شده‌اند.
خداوندا، ما فرزندان اسلام و انقلابمان را براي رضاي تو قرباني كرديم غير از تو هيچكس را نداريم ما را براي اجراي فرامين و قوانين خود ياري فرما، خداوند از تو مي‌‌خواهم تا هر چه زودتر شهادت را نصيبم فرمائي. گفتم جلسه‌اي تشكيل گردد آتش بس را به مردم تفهيم نمايند. مواظف باشيد ممكن است افراد داغ و تند با شعارهاي انقلابي شما را از آنچه صلاح اسلام است دور كنند، صريحا مي‌گويم بايد تمام همتتان در توجيه اين كار باشد. قدمي انحرافي حرام است و موجب عكس العمل مي‌شود. شما مي‌دانيد كه مسئولان رده بالاي نظام با چشمي خونبار و قلبي مالامال از عشق به اسلام و ميهن اسلامي‌مان چنين تصميمي گرفته‌اند خدا را در نظر بگيريد و هر چه اتفاق مي‌افتد از دوست بدانيد، و السلام علينا و علي عباد الله الصالحين.

روح‌الله الموسوي الخميني
شنبه ۲۵ تیر ۱۳۶۷




No comments:

Locations of visitors to this page