August 11, 2012

دکتر جمشید امینی شجاعانه قفل سکوت سالهای زندان سیاسی را شکست

درود به شرف و شهامت دکتر جمشید امینی عزیز که یک دهه شکنجه و زندان را با سر افرازی پشت سر گذاشت و حالا هم با شجاعت مثال زدنی به صحنه آمد تا از واقعیت دفاع کند. دکتر جمشید امینی از شاهدان زنده حوادث درون بند سیاسی زندان اوین است که حرفهای زیادی میتواند درباره شایعات ساخته شده توسط باند ناصر زرافشان و باطبی علیه اینجانب و سایر زندانیان سیاسی فاصله سالهای ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۵ نظر بدهند. پیام زیر توسط دکتر جمشید امینی در جریان افشا شدن مکالمه محرمانه باطبی با معاون وزارت اطلاعات و همکاری خانوادگی باطبی با دستیاران اسدالله لاجوردی، برای یکی از دوستان در فیس بوک نوشته شده است. در پیام دکتر جمشید امینی آمده است: "کسی قصد کوبیدن احمد باطبی را ندارد. اینها حقایقی است که تا به حال نزدیکان باطبی مخصوصا همبندی هایش خبر داشتند و چون حقیقت نهایتا آشکار میشود، این حقایق رو شده است. اگر باطبی جوابی دارد توضیحات خود را برای مردم بیان کند. باطبی که سهل است بزرگتر از باطبی ها هم نمی توانند و نخواهند توانست مردم زجر کشیده را به بازی بگیرند و با دروغ و جو سازی، زحمات و زجر و خونهای ریخته شده دیگر دانشجویان و مبارزان راه آزادی را با معرفی خود بعنوان یک دانشجوی زندانی شکنجه شده، این چنین زیر سوال برده و لکه دار کند." شنیدن دوباره مکالمه محرمانه باطبی با معاون وزارت اطلاعات که به تازگی افشا شده است، خالی از لطف نیست. دوباره با دقت به تمام جملات این دو گوش کنید

video


زندگینامه دکتر جمشید امینی را در ادامه بخوانید
دکتر جمشید امینی - پس از ده سال زندان سیاسی
 فعالیت سیاسی دکتر امینی از اواخردوران دبیرستان سال ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۳ در غالب گروههای روشنگر دانش آموزی که هدفشان ترویج افکار آزادیخواهانه وشناخت وتعریف حقوق واقعی افراد جامعه و در بین دانش آموزان بود، شروع شد. این فعالیت ها بادستگیری چند تن از دبیران کلاسهای درس در آنزمان منجر به اخراج وی از دبیرستان و محرومیت از تحصیل بطور موقت گردید. پس از ورود به دانشگاه بخاطر ادامه فعالیت های سیاسی در سال پنجم از دانشکده پزشکی اخراج و بعد از دوسال به صورت دانشجوی (مشروط مقید ) به کلاس درس باز گشت. پس از اتمام دانشکده پزشکی، بلافاصله به جبهه های جنگ اعزام شد. چند سالی در بهداری های خطوط مقدم مناطق مرگبار (جزیره مجنون، هویزه، زید، فکه، خرمشهر و فاو ) در خدمت سربازان مجروح بود. دکتر امینی منطقه فکه را در حالی ترک می کرد که یک ترکش خمپاره در ران پای راست وی وجود داشت. چندین ماه را هم در بیمارستان چمران اهواز، بخاطر عوارض ریوی ناشی از بمباران شیمیایی در منطقه جزیره مجنون، بستری بود. جهت شرکت در امتحانات برد تخصصی پزشکی به تهران برگشت که متاسفانه بخاطر سوابق مبارزاتی بر علیه استبداد خمینی حاکم بر ایران از شرکت در هرگونه رشته تخصصی وتدریس دانشگاهی محروم گشته بود
دکتر امینی کلینیک خصوصی را در خیابان شاهپور تهران دایر کرده بود که بخاطر کمکهای مادی ومعنوی فراوان به بیماران نیازمند که تعدادشان کم هم نبود، از محبوبیتی در بین مردم منطقه، برخوردار شد. سابقه وی، فعالیتها و تبلیغات ضد حکومتی آخوندی ایشان، بر سازمانهای اطلاعاتی حکومت جهل وخون خوشایند نیامد و نهایتا در سال ۱۳۷۸ در بزرگراه مدرس بوسیله افرادی که اتومبیلش را متوقف کرده بودند، ربوده و به محلی که بعدها مشخص شد همان سیاهچال مخوف خمینی بنام ۳۳۶ معروف به ۳۶ میباشد، منتقل گردید. مدت ۵۰۷ روز به شکل وحشیانه ای بازجویی و شکنجه شد. طبق دستور قاضی پرونده انجام شکنجه تا حد مرگ، به اصطلاح قانون مجازات اسلامی حتی الاموت، در مورد وی اجرا کردید که به سبب این شکنجه ها دچار نقص عضو و مشکلات جسمی متعددی گردید. نشانه های شکستگی استخوانهای کف دست و پا و از بین رفتن شنوایی گوش چپ و نقص درمیدان بینایی چپ بخاطر خونریزی داخل چشمی وخرد شدن ۷۰٪ دندانها بخاطر ضربه های شدید به صورتو در وی همچنان دیده می شود. این شکنجه ها در حالی انجام میشود که دستهای زندانی از پشت با دستبند بسته شده و یا بصورت قپانی که معرف افرادی که به این گونه آویزان شده اند، میباشد
 بر خی شکنجه هایی که دکتر امینی آنها را توسط ماموران وزارت اطلاعات و مزدوران خامنه ای تحمل و تجربه کرده است عبارتند از: بی حسی کامل قسمت هایی از بدن مخصوصا پاشنه و قسمتی از کف پاها بخاطر ضربه های کابلهای درشت در اتاق زایمان (اتاق زایمان نام اتاق شکنجه های طاقت فرسات که بازجوهای روانی این نام را بر آن گذاشته اند)، بیدار نگه داشتن متهم با ایجاد شوکهای شدید صوتی و ریختن آب یخ، ارائه اخبار دروغین و هولناک از افراد خانواده (برای در هم شکستن روحیه زندانی که ماههاست از وضعیت خانواده اش بی خبر است)، طولانی بودن مدت بازجویی و شکنجه بصورت شبانه روزی از حداقل ۵ تاحدودا ۱۶ یا ۱۷ شبانه روز بازجویی بدون وقفه، مالیدن مدفوع به سر و صورت متهم، از همه مهمتر وغیر انسانی تر اجرای اعدام مصنوعی که خود بدترین عوارض روحی را بجا میگذارد
پس از ۵۰۷ شبانه روز زندان انفرادی، شکنجه و بازجویی، دکتر امینی به شکل معجزه آسایی از اعدام رهایی یافت و به پانزده سال زندان و ۸۰ ضربه شلاق ( حد شرعی بخاطر پیدا کردن یک بطری مشروب در اپارتمان مسکونی ایشان) و جریمه نقدی سنگین ومصادره اموال (محل مسکونی واتومبیل و همه دارایی وی) بخاطر کمک مالی به ضد انقلاب محکوم گردید. در ششمین سال زندانی شدن دکتر امینی در بند سیاسی اوین، برای درمان پزشکی و نیاز به عمل جراحی در بیرون از زندان، بخاطر وجود توده عروقی کبدی و رشد بیش از حد آن،  بستری شد. دکتر امینی در جریان یک درگیری شدید فیزیکی در بیمارستان با مامورین وزارت اطلاعاتو آنها را مجروح کرده و موفق به فرار می شود
  در حالیکه دادستان نظامی تهران حکم جلب وی را به نیروی انتظامی و عوامل ساحفاجا داده بود وی توانست خود را به جنوب کشور برساند تا از راه دریا به خارج از ایران برود. با مشکلات فراوان وخطرناکی که وجود داشت گرچه بار اول بخاطر نبودن کمترین امکانات و طوفان شدید در خلیج فارس مجبور به باز گشت از نیمه راه به قشم شد. در دومین تلاش با قایق کوچکی از بندر کلاهی خود را به کوههای ساحل عمان رشاند. شبی را در لابه لای سنگهای داغ و تفتیده آنجا گذراند و سپس پیاده کوههای مرزی عمان و امارات را پشت سر گذاشت. در نهایت پس از ۴۸ ساعت تشنگی وسرگردانی در گرمای جهنمی آن مناطق، نیمه جان به محل مورد نظر رسد و سپس با اتومبیل به دبی رفت. چندین ماه زندگی شبانه در دبی داشت و سپس به کشوری اروپایی رفت و در نهایت توانست خودش را به همسر فداکار و دو  فرزندش که ۱۰ سال تلخ را پشت سر گذاشته بودند، برساند. (برگرفته از زندگینامه دکتر جمشید امینی از وبسایت رسمی ایشان) پاینده ایران

No comments:

Locations of visitors to this page