September 28, 2012

تشکیل شورای ملی ایران، اسماعیل نوری علا و امیرعباس فخرآور



 بیست و نهم شهریور ۱۳۹۱ (چهارشنبه ۱۹ سپتامبر ۲۰۱۲) مهمان برنامه "حد هفتم" با اجرای حسین حجازی بودم تا در مورد تشکیل شورای ملی ایران به ابتکار شاهزاده رضا پهلوی و انتخابات ریاست جمهوری آمریکا گفتگو کنیم. پس از این گفتگو اسماعیل نوری علا مهمان برنامه بود که این روزها به شدت به مخالفت با "تشکیل شورای ملی ایران" می پردازد و عملا این برنامه تبدیل شد به مناظره ای بین امیرعباس فخرآور و اسماعیل نوری علا. نوری علا در که از نسل انقلابیون گول خورده و بازنده در سال ۱۳۵۷ میباشد مثل همیشه با فرافکنی همه را متهم می کرد که نمی فهمند و او تنها دانای کل همه ماجراهاست. حسین حجازی بخشهایی از مقاله نوری علا در تخریب طرح تشکیل شورای ملی با عنوان "گلهای آپوزیسیون انحلال طلب به دروازه خودی" پیش کشیدند که در پاسخ اشاره کردم به اشتباهات تاریخی از این دست که از سوی ایشان بی سابقه نیست  و بحث به مقاله ای کشید که نوری علا در دفاع از خمینی بعنوان رهبر انقلاب اسلامی ایران دو ماه پیش از انقلاب نوشته بود. نوری علا مرا به دروغگویی متهم کرد و در برابر چشم ها و گوشهای حیرت زده همگان دست به تحریف تاریخ زد و همه چیز را وارونه جلوه داد و گفت هیچوقت در آن مقاله با عنوان "اسلام واقعی که بت می شکند و نه آنکه بت می پرستد" به تاریخ ۲۳ آذرماه ۱۳۵۷ از خمینی دفاع نکرده بود. تنها برای قضاوت تاریخ و برای آندسته از جوانان که آنروزها حضور نداشته اند اصل ماجرا را شرح میدهم، شاید برای خود نوری علا و امثال ایشان هم یادآوری خوبی باشد. داستان از این قرار بود که دهم آذر ماه ۱۳۵۷، چهار تن از روشنفکران سکولار آقایان "امیر پیشداد، مولود خانلری، حسین ملک و حسین مهدوی" نامه سرگشاده ای خطاب به همه مبارزان جنبش مردم ایران در هفته نامه ایرانشهر به چاپ رساندند. در این نامه به شدت به انقلابیون آنروزها درباره خطر برپایی حکومت مذهبی و رهبری مذهبی خمینی اعتراض کردند. اسماعیل نوری علا، سیزده روز بعد در ۲۳ آذرماه ۱۳۵۷ مقاله ای خطاب به این روشنفکرهای سکولار نوشت و برای "احمد شاملو"،سردبیر مجله ایرانشهر فرستاد و شاملو این جوابیه را عینا به چاپ رساند تا مردم خودشان قضاوت کنند. نوری علا که امروز خود را پدر سکولاریسم نو می داند، ۳۳ سال پیش به روشنفکرهای سکولار حمله می کرد و از حکومت مذهبی و رهبری خمینی دفاع می کرد. در بخشهایی از این مقاله، نوری علا می گوید: "امام خمینی پدیده ای تازه و دلگرم کننده در تاریخ تشیع است. او رهبر سیاسی جنبش است، جنبشی که تعریفی جز برانداختن ظلم و تقلید کورکورانه و شکستن بت های دیکتاتوری سیاسی و مذهبی ندارد. امام خمینی را مردم " انتخاب" کرده اند، به جهت اینکه در عین علم به احکام شرع به مقام ارشدیت نیز رسیده است. او در پی آن نیست تا قشر روحانیت را حاکم بر سرنوشت ما کند، بلکه در پی آنست تا ما را از دیکتاتوری همه اقشار حاکم و خواستار اطاعت کورکورانه برهاند. و هر آنکس از روحانیت سنتی که در این راه قدم گذارد مقدمش گرامی است، اما اگر تردیدی در این راه از خود نشان دهد، دیگر کسی برای رساله و اعلمیت و زهدش فاتحه هم نمی خواند. اکنون علم را با عمل می سنجند. اکنون نقاب ابا (اشتباه از متن است، عبا صحیح است) و عمامه کنار زده شده است و رهبری مردم شیعه باید از آن کسی باشد که امام کفن پوش کربلا را در پیش روی دارد. جز این، هر رهبری، حتی در اوج محبوبیت، یک شبه در بایگانی تاریخ مطول ما مدفون خواهد شد." متن کامل مقاله ایشان را اینجا در خبرگزاری سبزنامه ایرانیان دنبال کرده و خودتان قضارت کنید که چه کسی و چرا دروغ می گوید

No comments:

Locations of visitors to this page