November 06, 2012

ستار بهشتی را زیر شکنجه در زندان کهریزک کشتند


اوایل مرداد ماه امسال بود که دوست خوبم "فرزان صفائیان" مدیر وبسایت خبری موفق "فریاد سبز" با من تماس گرفت و گفت که یکی از وبلاگ نویس های جوان از داخل ایران علاقمند است با من در تماس باشد و با کنفدراسیون دانشجویان ایرانی همکاری کند. به فرزان گفتم که خیلی خطرناک است با موبایل من  تماس بگیرد و طریق دیگری را برای ارتباط پیشنهاد کردم. چند روز بعد همین جوان تماس گرفت و خودش را معرفی کرد: "ستار بهشتی هستم و اینرا بگویم که دانشجو نیستم ولی وبلاگ می نویسم و هیچ آرزویی بزرگتر از اینکه شر خامنه ای و آخوند ها از کشورم کم شود، ندارم ..."  و
امروز شنیدم که ستار بهشتی زیر شکنجه در زندان کهریزک کشته شده است. در اوج هیجانات انتخابات آمریکا خشکم زد. به همین راحتی هنوز در کهریزک آدم می کشند و اصلاح طلبان خیانتکار حرف از آشتی با خامنه ای می زنند. در برابر خانواده گرامی اش که چنین قهرمان استواری را تقدیم ایران کردند، سر فرود می آورم
گزارش زهرا صدر از وبسایت کلمه را در ادامه بخوانید: صبح امروز ماموران پلیس امنیت به خانواده ی ستار بهشتی، از سبزهای گمنامی که روز هفتم آبان ماه بازداشت شده بود، اطلاع دادند که این جوان ۳۵ ساله جان خود را از دست داده و آنها باید روز آینده برای دریافت پیکرش مراجعه کنند. به گزارش کلمه، شاهدان عینی از زندان اوین در ملاقات با خانواده هایشان گفته اند که وی در بازجویی ها به شدت مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار گرفته و آثار کبودی و شکنجه بر تن و صورت و سر این زندانی سیاسی مشهود بوده است. زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین که ستار بهشتی یک شب را در آنجا سپری کرده بود، روایت کرده اند که بدن این جوان زیر ضرب و شتم له شده بود و به گفته آنها حتی یک جای سالم در بدنش نبود. پس از رسیدن این اخبار به کلمه، با خواهر ستار بهشتی تماس گرفتیم که وی گفت: شوهرم را خواستند و به او گفتند برو مادرش را آماده کن. قبر بخر. فردا بیا جنازه را تحویل بگیر. همین. هیچ چیز دیگری نمی دانیم. نمی دانیم چرا کشتند. اصلا چی شد. نمی دانیم چی شد. داداشم سالم از خونه رفت. با پای خودش رفت. همه دیدند که سالم بود. برادرم حتی قرص سردرد نمی خورد. سالم سالم بود. هفته ی گذشته کلمه خبر داده بود که ستار بهشتی هفتم آبان ماه در منزل شخصی اش در رباط کریم توسط ماموران پلیس فتا بازداشت شده است. این زندانی سیاسی، یک کارگر ساده ۳۵ ساله است که در هنگام بازداشت، نان آور خانواده اش بوده است. بر اساس گزارش هفته پیش کلمه، ستار بهشتی که در بازجویی ها تحت فشار برای اعتراف و پذیرفتن خواست بازجویان فتا بوده است، پس از مقاومت به صندلی بسته می شده و مورد ضرب و شتم قرار می گرفته است. اما امروز صدای لرزان و گریه های خواهر ستار امان هر سوال پرسیدنی را از آدم می گیرد. به عنوان خبرنگار و مصاحبه گر، جمله ای نداری و فقط به گریه هایش گوش می کنی. در حال خود نیست و مرتب می گوید: داداشم بود… خدایا… خدایا… داداشم بود.. داداشم رو کشتند و گفتند فردا جنازه اش را می دهیم. صدای گریه های مادر از آن سو می آید و سوالی، که خواهر ستار بهشتی به مادر می گوید: نمی دانم، شاید از دوستان ستار است. و بعد صدای گریه و شیونی که از اتاق بلند می شود و کلمه ی “ستار” که تکرار می شود. خواهر این زندانی سیاسی ادامه می دهد: به شوهر من گفته اند مریضی داشته، شوهرم هم گفته: نه، سالم بود. گفته اند: با هیچ جا مصاحبه نکنید، اگر مصاحبه کنید پدرتان را در می آوریم. داداشم کاری نکرده بود، چی کار مگر کرده بود؟ از آن سه شنبه که بردند تا الان هیچ خبری ازش نداشتیم که امروز خبرش را برایمان آوردند. وی ادامه می دهد: به ما گفتند با جایی مصاحبه نکنید و حرف نزنید. گفتند ناراحتی قلبی داشته. چی کار کرده بود مگر برادرم؟ کاری نکرده بود. چی گفته بود؟ سه نفر آمدند و دستنبد زدند و بردند، هیچ چیز نگفتند. تمام شد

روز گذشته نیز مادر ستار بهشتی با تشریح نحوه دستگیری فرزندش به سحام گفته بود: نزدیک ظهر بود و من در خانه نشسته بودم وقتی صدای در آمد رفتم جلوی منزل، شخصی به من گفت آقا ستار هست؟ و هنگامی که من قصد داشتم درب منزل را ببندم فرد دیگری هم آمد و درب منزل را فشار دادند و وارد خانه شدند. مادر این زندانی سیاسی در در ادامه گفته بود: من به مامورین گفتم شاید دخترم در منزل با لباس نامناسبی باشد که مامورین بدون توجه به حرفهای من وارد شدند و تمام وسایل از جمله کامپیوتر فرزندم و تمامی دست نوشته ها و مطالب وی را با خود بردند. وی خاطرنشان کرده بود: حتی برای بردن فرزندم اجازه نمی دادند تا لباسهایش را عوض کند. از یکی از مامورین خواهش کردم تا دستان فرزندم را باز کند و اجازه دهد تا فرزندم لباس خود را تغییر دهد که بهر حال یکی از دستان وی را باز کردند و از آن تاریخ تا کنون هیچگونه خبری به من نمی دهند که فرزندم را به کدام محل انتقال داده اند. این مادر رنجدیده در مصاحبه دیروز عنوان کرده بود: من از طریق بستگان اطلاع پیدا کردم که در سایت ها، خبر فرزندم انتشار پیدا کرده که از ناحیه بدن بطور کلی (دست، پا، صورت) آسیب دیده و بازجوها از درمان وی خودداری می کنند

No comments:

Locations of visitors to this page