December 08, 2012

مکالمه های محرمانه ۲۱ دقیقه ای: اینبار نیک آهنگ کوثر با مهدی هاشمی رفسنجانی

مرداد ماه ۱۳۹۱ (جولای ۲۰۱۲)، فایل صوتی مکالمه محرمانه ۲۱ دقیقه و ۴۵ ثانیه ای احمد باطبی با معاون وزارت اطلاعات به دستم رسید و بی درنگ آنرا منتشر کردم. این مکالمه پرده از ده سال خبرچینی باطبی برای وزارت اطلاعات بر داشت. حالا یک فایل صوتی محرمانه ۲۱ دقیقه ای دیگر جنجال آفرین شد. گفتگوی محرمانه نیک آهنگ کوثر با مهدی هاشمی رفسنجانی که در تاریخ ۱۳ اکتبر ۲۰۱۰ انجام شده بود. در هر دو مورد فریادهای اعتراض بلند شد که ای وای چرا زندگی خصوصی مردم را افشا می کنید! جهت اطلاع دوستان عرض کنم که در هیچکدام از این موارد زندگی خصوصی مورد بحث نبوده است. هر دو مورد به سرنوشت و آینده یک ملت و یک کشور به نام ایران ارتباط دارد و حق هر ایرانی است که بداند پشت پرده ها این به اصطلاح "مبارزین راه آزادی" چه غلطی دارند می کنند؟! باطبی برای توجیه ده سال خبر چینی و خیانت به آرمان آزادی که با افشای مکالمه محرمانه اش با وزارت اطلاعات از آن پرده برداری شد، بارها دروغ گفت و اسناد تقلبی رو کرد. از جمله در ابتدا گفت که قبلا آنرا منتشر کرده بود و البته هیچگاه منتشر نکرده بود. سپس روی وبسایتش نوشت که با هماهنگی حزب دموکرات کردستان آن مکالمه را انجام داده است و مسولین حزب هم آنرا شنیده و پس از شنیدنش نامه ای به دفتر سازمان ملل در اربیل عراق نوشته اند تا اطلاع دهند که جان باطبی در خطر است. باطبی حتی نامه ای از این حزب را هم بعنوان سند روی وبسایتش گذاشت. سندی که باید اعتراف کنم در نگاه اول مرا هم گمراه کرد و با خودم گفتم شاید این بیچاره راست می گوید. اما در کمتر از بیست ثانیه به جعلی بودن این سند و ادعا پی بردم. نامه ۱۶ روز قبل از انجام آن مکالمه نوشته شده بود و به هیچ وجه نمیتوانست درباره آن مکالمه باشد! در مقاله ای با عنوان احمد باطبی برای ده سال خبرچینی برای وزارت اطلاعات باید پاسخگو باشد دلیل جعلی بودن این سند باطبی به بهترین شکل بیان شده است. در باره گفتگوی محرمانه باطبی با وزارت اطلاعات، از آنجا که خیانت این مزدور آشکار است، پرسشی از وی ندارم. اجازه بدهید با هم ابتدا گفتگوی محرمانه باطبی با جوادی معاون وزارت اطلاعات را بشنویم و سپس به سراغ نیک آهنگ و مهدی هاشمی برویم. به این نکات توجه کنیم. دو بار در طول این گفتگو باطبی تاکید می کند که بیش از ده سال با وزارت اطلاعات همکاری میکرده است و حتی شماره موبایل و دفتر کار جوادی (معاون وزارت اطلاعات در امور فعالین دانشجویی) را داشته است و هر موقع میخواست میتوانست با وی تماس بگیرد. همچنین وزارت اطلاعات به خانواده باطبی کمک می کرده است و باطبی می گوید که این مامور وزارت اطلاعات همیشه با باطبی صادق بوده است و در تمام طول گفتگو لحنی دوستانه و برادرانه و سرشار از اعتماد و احترام دو جانبه شنیده می شود که با سابقه بیست سال مبارزه با جمهوری اسلامی و برخورد با نیروهای وزارت اطلاعات هیچگاه چنین لحنی از آنها ندیدم. توضیحات بیشتر را در پایان همین مطلب، از وبسایت "جمهوری ایرانی" برایتان مینویسم که بسیار مستدل و محکم نوشته شده است. فایل را بشنویم

video

 اما نیک آهنگ را مزدور خامنه ای و خیانتکار نمیدانم. بدون اینکه قضاوتی بکنم، تنها چند پرسش دارم که امیدوارم نیک آهنگ کوثر برایشان پاسخی داشته باشد.میدانم که این فایل را نیک آهنگ منتشر نکرده است و قصد انتشار آنرا هم نداشته است. پس چرا آنرا ضبط کرده است؟  درست در انتهای همین مکالمه متوجه می شوید که نیک آهنگ چند لحظه از مهدی هاشمی اجازه میخواهد، بعد دستگاه ضبط صدا را قطع می کند تا با خیال راحت درباره خودش و نظرش درباره جنبش سبز بگوید. چرا حرفهای مهدی هاشمی را ضبط می کند و نظرات خودش را ضبط نمی کند؟ نکته دیگر اینکه نیک آهنگ همیشه خودش را یک روزنامه نگار و کاریکاتوریست بی طرف معرفی می کند و زیر همین نقاب، بارها و بارها بسیاری را مورد حمله قرار داده است. اینجا اما نیک آهنگ را مشاور رسانه ای و سیاسی خانواده هاشمی میبینیم. درست فهمیده ام؟ اگر نه، چرا این مکالمه همان روز ۱۳ اکتبر ۲۰۱۰ منتشر نشد تا مردم ایران بدانند پشت پرده های سیاست چه خبر است و چه کسانی با آینده یک ملت دارند بازی می کنند؟ آیا گناه خانواده هاشمی کمتر از خانواده جنایتکار خامنه ای است؟ آیا همین هاشمی نبود که خامنه ای را بر مسند رهبری نشاند؟ در کشتارها و تسویه حسابهای خونین پس از انقلاب نقش داشت؟ در انقلاب فرهنگی نقش اساسی داشت؟ در کشتار ۶۷ نقش اساسی داشت؟ در طولانی کردن جنگ هشت ساله با عراق نقش اساسی داشت؟ در غارت اموال مردم ایران به همراه آقازاده هایش نقش اساسی داشت؟ در ترور دگر اندیشان نقش اساسی داشت؟ اینجانب نخستین دوران زندان و شکنجه ام را در سالهایی که هاشمی رفسنجانی رئيس جمهور بود و پسرانش با ثروت ملی کشورم به گشت و گذار در کاباره های آسیای میانه و اروپا و کانادا مشغول بودند، سپری کردم و پدر و مادرم با چشمان گریان و قلب نگران پشت دربهای زندانهای وزارت اطلاعات در شیراز و تهران و ارومیه سند خانه به دست برای آزادی پسرشان در تلاش بودند. با آب هفت دریا هم نمی شود خانواده هاشمی رفسنجانی را شست. خامنه ای که تنها میتواند به آتش جهنمی که به آن اعتقاد دارد امیدوار باشد تا شاید خیانتهای خانواده اش و خودش از بین بروند. توصیه من به نیک آهنگ این است که هر چه از این فایل ها دارد منتشر کند تا اوضاعش بدتر از این نشده است و به روزگار بی آبرویی اجمد باطبی خبرچین وزارت اطلاعات دچار نشده است. فایل محرمانه صوتی نیک آهنگ کوثر با مهدی هاشمی رفسنجانی بشنوید





احمد باطبی برای ده سال خبرچینی وزارت اطلاعات باید پاسخگو باشد


نمیخواهم به هیچکس در اینجا توهین شود، اما میخواهم که همه آنها که در رویای نشستن بر صندلی قدرت در ایران آینده هستند، پاسخگو باشند. شنبه هفتم مرداد ۱۳۹۱، فایل صوتی مکالمه احمد باطبی با حاج حسن جوادی  منتشر شد که به روشنی باطبی با زبان خودش در این گفتگو اعتراف کرده است برای بیش از ده سال به اسم زندانی سیاسی برای وزارت اطلاعات خبرچینی می کرده است. بدنبال آن باطبی به همان روش "فرار به جلو" همیشگی خودش، با جو سازی تلاش کرد تا واقعیت را در پس جنجال سازی و سند بازی بپوشاند. مطلبی را بلافاصله و با سرعت هر چه تمامتر روی وبسایت رسمی اش گذاشت با عنوان "توضیح درباره فایل صوتی گفتگو با بازجو!" که تا حد امکان با دروغهای شاخدارتر بتواند اثر این افتضاح سیاسی را بپوشاند . حالا میخواهم چند پرسش مشخص را با احمد باطبی در میان بگذارم و بخواهم که درباره اصل گفتگو و توضیحی که پیرامون آن نوشته است پاسخگو باشد. باطبی باید متوجه شده باشد که برای وی پرده ها افتاده است و دیگر با بند بازی و سندسازی و دروغ گویی امکان فرار از محکمه افکار عمومی را ندارد. بهترین گزینه برای وی اینست که برای یکبار در زندگی اش صادق باشد و اعتراف کند به جنایتی که در حق مبارزان راه آزادی مرتکب شده است و تنها در این صورت میتواند امیدوار باشد که از سوی مردم خسته و آزادیخواه ایران بخشیده خواهد شد. پرسش نخست: با هم یکبار دیگر فایل صوتی را بشنویم و از باطبی میخواهم اگر قصد دارد جوابگو باشد، دروغ بزرگتر نگوید و سند سازی هم نکند. در دقیقه ۵:۴۸ از این ویدیو، باطبی تاریخ مکالمه را اعلام میکند که نوزدهم خرداد ۱۳۸۷ (یعنی ۸ ژوئن ۲۰۰۸) میباشد. صدای باطبی در هنگام اعلام تاریخ کاملا واضح و روشن است. در نامه حزب دموکرات کردستان ایران خطاب به دفتر سازمان ملل متحد در اربیل عراق، سندی که باطبی با دست پاچگی روی وبسایتش قرار داده است، تا اتهام همکاری با وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی را ماست مالی کند، تاریخ ۲۳ ماه می ۲۰۰۸ (سوم خرداد ۱۳۸۷) دیده می شود

 باطبی در توضیح این نامه نوشته است که: "حزب از من خواست که در صورت تماس مجدد صدای مکالمه را ضبط و تلاش کنم هدف و خواست اصلی وزارت اطلاعات را دریابم. در مکالمه بعدی طبق برنامه عمل شده و فایل ضبط شده آن در اختیار حزب قرار گرفت. پس از آن به تشخیص حزب، شماره تلفن من تغییر کرد و مسئولین حزب دمکرات بعد از بررسی این گفتگوی تلفنی، نامه ای را به سازمان ملل متحد نوشتند و ضمن هشدار به خطر های موجود از این سازمان خواست تا بلا فاصله من را از عراق خارج کند." مشکل اینجاست که این نامه نمی تواند ۱۶ روز قبل از زمان مکالمه وزارت اطلاعات با باطبی نوشته شده باشد و بد تر از آن اینکه باطبی در توضیح نامه روی وبلاگش نوشته است مسوؤلین حزب دموکرات کردستان عراق پس از شنیدن مکالمه ضبط شده باطبی با جوادی، این نامه را به سازمان ملل نوشته اند. چگونه ۱۶ روز قبل از انجام این گفتگو باطبی آنرا در اختیار حزب دموکرات گذاشته بود؟ می شود حدس زد که باطبی به مسولین حزب دموکرات کردستان ایران هم دروغ های شاخدار گفته است که بازجو ها تلفنش را پیدا کرده اند و تهدیدش می کنند. این نامه در واکنش به آن گزارش نوشته شده است و هیچ ارتباطی با فایل صوتی گفتگوی محرمانه باطبی با وزارت اطلاعات ندارد. خیلی خوشحال می شوم که نظر مسوؤلین حزب دموکرات کردستان را هم در مورد این کلاه برداری باطبی بدانم. احمد باطبی تا کی می خواهد با دروغ گویی و سند سازی به شعور ایرانیان توهین کند؟

پرسش دیگر اینست که: باطبی می گوید در این تماسهای تلفنی تهدید می شده است! در حالی که ما به روشنی مکالمه
 ای بسیار دوستانه بین باطبی و معاون وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی را برای بیش از بیست دقیقه در این فایل می شنویم که خود باطبی خبر از بیش از ده سال همکاری و سابقه دوستی با وزارت اطلاعات را مطرح می کند
باطبی در فاصله سالهای ۱۳۷۹تا ۱۳۸۵که ادعا می کند
زندانی بوده، در گشت و گذار بوده و زندان نبوده است
حتی باطبی می گوید که بازجویش هیچگاه به او دروغ نگفته است و اجازه داده است در بیرون از زندان بماند. احمد باطبی در فاصله این سالها (۱۳۷۹-۱۳۸۵) ، یعنی همان نه سالی که می گوید زیر شکنجه های وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی بوده است، امکانات بسیاری در اختیار داشته است. میتوانسته به کیش پرواز کند، به باغ وحش تهران برود و با دلفین نقاش عکس بگیرد، به سواحل شمالی کشور برود و کنار دریا عکس بگیرد، به تخت جمشید و آرامگاه کوروش سربزند، دربند برای کوه پیمایی برود، در میدان رسالت خانه شخصی داشته باشد و با همسرش سمیه بینات که ۲۳ آذرماه ۱۳۸۳ ازدواج کرده است، زندگی کند، در خانه اش گیتار بنوازد و در پیست اسکی دیزین اسکی کند، در روزنامه آسیا با کمک  ایرج جمشیدی عکاسی کند و حقوق بگیرد، در سازمان آگهی های روزنامه شرق آگهی ببندد و بارها و بارها صیغه نامه با خانمهای مختلف امضا کند! همه و همه اینکارها را در زمانی که به مردم ایران و مردم دنیا دروغ می گوید که زندانی بوده است انجام می دهد. آیا همه اینها همان امکاناتی است که وزارت اطلاعات برایش فراهم می کرده است؟ این بازجو با خانواده باطبی هم ارتباط صمیمانه دارد و با مادر باطبی (مهری کیخسروی) که فرمانده بسیج آموزش و پرورش منطقه فردیس کرج هم میباشد، در ارتباط است و از احوال باطبی به خانواده خبر میرساند تا خیالشان جمع باشد که حال پسرشان خوب است و همه چیز تحت کنترل وزارت اطلاعات است و جای نگرانی ندارد! میتوانیم از باطبی بپرسیم که در کجای این مکالمه تهدید شده است تا ما همانجا را دوباره گوش کنیم و به اشتباهمان پی ببریم؟

پرسش دیگر اینکه: بازجو پیشنهاد می کند به باطبی پاسپورت برساند و باطبی می گوید که این امر خیلی تابلو خواهد بود و همه مشکوک خواهند شد، برای همین ترجیح می دهد تا حد امکان از پاسپورت استفاده نکند! همچنین در دقیقه ۴:۵۷ معاون وزارت اطلاعات به باطبی می گوید که اگر نتوانست از طریق سازمان ملل به آمریکا برود، میتواند به ایران بازگردد و وزارت اطلاعات با قاضی حداد (رئیس شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی) هماهنگ خواهد کرد که کسی مزاحم باطبی نشود و وی میتواند "طبق روال گذشته به سر کار و زندگی اش باز گردد و مطمئن باشد که زندانی نخواهد شد!" آیا امکان دارد باطبی در این مورد هم پاسخگو باشد که این "روال معمول گذشته" که وزارت اطلاعات قولش را به باطبی می دهد، چیست؟ چرا باطبی از این امکانات وزارت اطلاعات برخوردار بوده است که اسم زندانی سیاسی داشته باشد و در زندان نباشد، اما دیگر زندانیان همچون ارژنگ داوودی و مصطفی تاجزاده این امکانات را ندارند؟


سندی که نشان از همکاری باطبی و زارع زاده
 با وزارت اطلاعات حکایت دارد - از تارا نیازی
در مورد مصاحبه با روز آنلاین هم باطبی دروغ می گوید. به هیچ عنوان در آن مصاحبه با نوشابه امیری، "داستان آن فرار بزرگ"، که سرشار از دروغ ها و قصه بافی های وی از ماجرای ۱۸ تیر است، باطبی نگفته است که ده سال با بازجوهای وزارت اطلاعات در ارتباطی نزدیک و صمیمانه بوده است و بواسطه همین ارتباط اجازه داده بودند از مرخصی های طولانی مدت که گاه تا بیش از دو سال ادامه می یافت استفاده کند. در برابر باطبی برایشان خبر چینی و آدم فروشی می کرد. در کجای مصاحبه با رادیو زمانه و رادیو فردا از دوستی و محبت فراوانش با جوادی گفته است؟ تنها به دروغ می گوید که وزارت اطلاعات تهدیدش می کرده است. چرا ما در هیچ کجای این مکالمه ادبیات تهدید را نمی شنویم؟ اگر باطبی مکالمه ای دارد که ادبیات تهدید از سوی وزارت اطلاعات در آن شنیده می شود، مرحمت فرموده و منتشر کند. بیایید با هم نگاهی به نوشته یکسال پیش خانم تارا نیازی بیاندازیم. تارا نیازی نامزد باطبی که یکسال در ایران و دوسال در آمریکا با وی زندگی کرده است می گوید: "من از جزئیات مکالمات مستمر آقای جوادی و احمد باطبی مطلع نیستم. تنها می دانم که صحبتها نشانی از تهدید و خشونت نداشت، بلکه بسیار دوستانه بود و آقای باطبی، طرف را «جواد جون» خطاب می کرد. من تنها جسته و گریخته چیزهایی می شنیدم منجمله همین موضوع که آقای جوادی برای حسن زارع زاده اردشیر پیغامی فرستاد. همان که در بالا آورده ام. عینا اینها را هم من به مامور تحقیق اف بی آی گفتم." تارا نیازی دقیقا همه اینهایی را گفت که در این فایل صوتی می شنویم

پرسش آخر برای امروز اینکه، باطبی ادعا می کند هیچ اطلاعاتی به بازجو نمیداده است، می شود بدانیم بازجو از کجا خبر داشته است که لیلی مظاهری وکیل باطبی است و از آمریکا کارهای باطبی را پیگیری می کند؟ راستی این همان لیلی مظاهری نیست که هم احمد باطبی و هم مهدی (کیانوش) سنجریباف را با سند سازی به آمریکا رساند و در نهایت باطبی و سنجری از لیلی مظاهری شکایت کردند که قصد داشته به آنها تجاوز کند و برای همین آنها را به آمریکا آورده است و دختر بیچاره را به دادگاه کشاندند و دادگاه ویرجینیا پرونده وکالت لیلی مظاهری را باطل کرد؟ چرا هرکس به باطبی در این سالها کمک کرده است به بدترین شکلی مورد سراستفاده توسط وی قرار گرفته است و سپس نابود شده است؟ آیا چیزی به نام وجدان و شرف برای باطبی تعریف شده است؟ البته که این داستان سر دراز دارد و ما هم با چشمان تیزبین آینده سازان جمهوری ایران، به آن می نگریم


No comments:

Locations of visitors to this page