January 27, 2013

امام علی خامنه ای آنها را کشت تا ما بفهمیم که کشتن چقدر بد است

صادق لاریجانی، رییس قوه قضاییه اعدام دو جوان به اتهام "زورگیری" را با هدف "بازدارندگی" توصیف کرده است و می گوید وقتی امنیت اجتماعی مطرح است نباید دستخوش احساسات شد و اعدام این دو نفر به "مصلحت جامعه اسلامی" بود. چقدر از تمدن باید به دور باشیم؟ داستان خیلی ساده بود. دو جوان به نام های علیرضا مافیها و محمدعلی سُروری در هیاهوی بیست سالگی شان، با بیکاری و فقر و بیماری مادر دست به گریبان بودند، با استفاده از سلاح سرد، هفتاد هزار تومان دزدیدند تا "قرص نانی" بخرند برای مادر مریضشان و دستگیر شدند و خیلی فوری بدون انجام مراحل قضایی اعدام شدند تا به قول قاضی شارع حکومت امام علی خامنه ای، درس عبرتی باشدبرای دیگران. راستی یادم رفت بگویم که این دوجوان کسی را نکشته بودند اما دستگاه قضایی خامنه ای آنها را کشت تا همه بدانند که چقدر بد است با "سلاح سرد" به دیگران حمله کنیم و ممکن است خدایی نکرده کسی کشته شود! دوباره این عبارت ها را با هم بخوانیم: "دوجوان که کسی را نکشته بودند توسط حکومت کشته شدند تا دیگران یاد بگیرند که نباید کاری بکنند که ممکن است کسی کشته شود؟!" درست فهمیدم آقای امام علی خامنه ای؟ راستی ای "امام عادل" و نایب برحق امام عصر، اسم سعید عسگر را شنیده ای؟ یک بسیجی که همسن همین دو جوان بود و با "سلاح گرم" دست به تروری خونین زد که تمام ایران را در حیرت فرو برد. اینروزها خیلی گرفتار نبرد برای حفظ صندلی قدرت خداوندگاری ات هستی و شاید درست یادت نباشد. برای یاد آوری می گویم که:  بیست و دوم اسفند سال ۱۳۷۸ یک بسیجی نوزده ساله به نام سعید عسگر با اسلحه ماکارف روی پله های ساختمان شورای شهر تهران، سعید حجاریان را ترور کرد. حجاریان که عضو شورای شهر تهران و مغز متفکر حزب و روزنامه مشارکت و همچنین از ستون های اصلی جریان اصلاح طلبی به شمار می رفت، به شکل معجزه آسایی زنده ماند اما در اثر اثابت این ترور برای همیشه فلج شد. خیلی خوب یادم هست که آنروز در دفتر مرکزی روزنامه مشارکت در ساختمان به آفرین، آشوبی همراه با حیرت و ماتم به پا بود

مهلقا و امیر فخرآور در کنار عباس عبدی
تهران، روزنامه مشارکت - پاییز ۱۳۷۸
ترور سعید حجاریان در اسفند ۱۳۷۸
توسط سعید عسگر
 پس از تعطیلی روزنامه سلام در پانزدهم تیرماه همان سال که مسبب قیام تاریخی دانشجویی هجدهم تیرماه شده بود، شورای سردبیری سلام به روزنامه مشارکت کوچ کردند و عباس عبدی ستون ثابتی در صفحه نهم روزنامه مشارکت، دراختیارم گذاشت باعنوان "کی بدونه از مردم بهتر" تا بر روی زوایای تاریک حادثه کوی دانشگاه تهران نور بیاندازم و بخشهای پنهان و ناشناخته آن قیام تاریخی را به مردم بشناسانم. صفحه نهم روزنامه مشارکت با نظر ژیلا بنی یعقوب و بهمن احمدی امویی مدیریت میشد که این روزها هر دو زندانی سیاسی اند چون چیزهایی گفتند و نوشتند که امام علی دوران خوشش نیامده بود. از موضوع پرت نشویم. نوروز سال ۱۳۸۰ را به همراه صدها خبرنگار دیگر در حیاط بیمارستان سینا که سعید حجاریان آنجا بستری و در کما به سر میبرد، دور سفره هفت سین نشستیم و برایش دعا کردیم. خبر ترور سعید حجاریان حتی تیتر روزنامه های و خبرگزاریهای بین المللی هم شده بود که آنروزها ا نزدیک حوادث جنبش اصلاحات را دنبال می کردند. سعیدعسگر دستگیر و به پانزده سال زندان محکوم شد. اما عدالت امام علی خامنه ای، شامل حالش شد و خیلی زود با فرمان عفو رهبری از زندان آزاد گشت. کمتر از چهار سال پس از آن در خرداد ماه ۱۳۸۲، سعید عسگرد که گروهی ۲۵۰ نفره از بسیجیان را هدایت می کرد به خوابگاه طرشت متعلق به دانشگاه علامه طباطبایی حمله کرد و با انواع سلاح های سر د و گرم دانشجویان این خوابگاه را به خاک و خون کشید. دوباره دستگیر شد و اینبار هم در دادگاهش که تنها بیست دقیقه به طول انجامید، با لبخند تمسخر آمیزش به همه اهالی قوه قضاییه جمهوری اسلامی فهماند که از حمایت و توجه ویژه رهبر برخوردار است و هیچ مشکلی برایش پیش نخواهد آمد. حتی لازم ندیده بود که وکیل بگیرد. البته حق داشت و در کمال ناباوری حتی در پرونده اش قید شد که "فاقد سابقه کیفری" میباشد. قاضی برای مدت بسیار کوتاهی به زندان فرستادش که چند هفته بیشتر به طول نینجامید و دوباره با عفو رهبری آزاد شد

 شیون خواهران علیرضا مافیها و محمدعلی سروری در پای چوبه دار
تهران پارک هنرمندان (پارک دانشجو) - ۱ بهمن ماه ۱۳۹۱
 در سال ۱۳۸۸ سعید عسگرد یک پست بسیار مهم دولتی دریافت کرد و به ریاست امور ایثارگران بسیج واقع در خیابان سمیه تهران منصوب شد. همزمان پدر وی نیز به ریاست اداره آموزش و پرورش منطقه شهر ری منصوب گشت تا بدین شکل امام علی خامنه ای عادل از مردی که فرزندی چون سعید عسگر را تربیت کرده است، تقدیر کند. آقای امام عادل، با چنین عدالتی چطور شب ها سر روی بالشت مینهی؟ چطور میتوانی راحت بخوابی؟ از تو بدتر سید محمد خاتمی، هاشمی رفسنجانی و همه آنهایی هستند که مردم را تشویق می کنند تا دوباره به کسی چون تو اقتدا کنند. امام عادل، اول بهمن ماه که برای اقامه نماز صبح با صدای اذان بیدار شدی، در چند قدمی دیوار قصری که برای خودت در محدوده حفاظت شده پاستور ساخته ای، دو جوان توسط دستگاه سراسر خون و جنایت قضایی تو، بر چوبه های دار تاب میخوردند تا پایه های حکومت تو قویتر شود. شنیده ای ماجرای شیون خواهران این دو جوان را در پای چوبه دار برادرشان؟ آه این خواهران و آه میلیون ها ایرانی به زودی دامن خون آلوده ات را خواهد گرفت

No comments:

Locations of visitors to this page